X بستن تبلیغات
کد خبر: 5189 تاریخ انتشار: ۲۶ شهریور ۱۳۹۴
فید خوان: RSS
دسته: بیوگرافی و مصاحبه
تعداد نظرات: بدون دیدگاه

“مجیدی صالحی” از زندگی شخصی و دوقلوهایش می گوید

مجیدی صالحی و دوقلوهایش
مجید صالحی بازیگر و کارگردان، که فعالیت خود را از تئاتر آغاز کرده و سپس به تلویزیون رفته، اغلب در مجموعه‌های طنز دیده شده است. بازی او در سریال «مجید دلبندم» به شهرتش انجامید. با بازی در سریال «مدینه» و فیلم سینمایی «استراحت مطلق» توانست در نقش جدی هم هنرنمایی کند. ۲۶ شهریور تولد این بازیگر است که به این بهانه با او به گفتگو نشسته‌ایم:

گفتگو و مصاحبه با مجید صالحی

 * ابتدا تولدتون رو تبریک میگم.
از این که تولدم را یادآوری کردید، تشکر می‌کنم. این روزها آنقدر گرفتاری و دغدغه‌های آدم‌ها زیاد شده است که حتی زادروز خود را هم فراموش می‌کنند.
* از محله قدیمی و دوران کودکی خود برایمان بگویید.
دوران کودکی من در جنوب تهران گذشت خیابان امین‌الملک محله امام‌زاده‌حسن، در یک خانواده پر جمعیت بزرگ شدم.
* رابطه شما با خواهر و دیگر برادرانتان چطور بود؟
رابطه خیلی خوبی داریم و تا امروز هم ادامه داشته. به نوعی به خاطر کمک‌هایشان مدیون آنها هستم. البته این را هم بگویم که بازی‌های آنها را خراب می‌کردم. توقع داشتم به اندازه‌ای که به آنها پول هفتگی می‌دهند من هم همان اندازه دریافت کنم و در کودکی سرتق و اعصاب خردکن بودم؛ بعد از این سال‌ها روزگار چنین دختری به من داده است که انتقام همان روزها را از من می‌گیرند.
* حال دوقلو‌هایتان چطوراست؟
۱۵ ماه آنها تمام شده و شروع به گفتن کلمات کوتاه کردند و روز به روز شیطون‌تر و درگیری من بیشتر می‌شود؛ آروین سیستم دفاعیش کله زدن و هل دادن و حنا با خونسردی و آرامش گاز می‌گیرد!!!
مجیدی صالحی و فرزندانش
* در خصوص انتخاب نام دوقلوها بگویید.
ما علاقه‌ای به اسم هماهنگ نداشتیم و با توجه به این که اولویت انتخاب نام فرزند حق مادر است و همچنین از دیرباز سنت این چنین بوده که مادر نام کودکان را انتخاب کند، مادر بچه‌ها اسم دختر را حنا و اسم پسر را من (آروین) انتخاب کردم که به معنی امتحان پس داده است.
* در دوران مدرسه زرنگ بودید؟
بله دوران ابتدایی دانش‌آموز زرنگی بودم و البته جزو نوابغ بودم اما با ورودم به دوران راهنمایی که با فوت پدرم همراه بود، اولین تجدیدی را تجربه کردم؛ بچه شرّی بودم و از مدرسه فرار می‌کردم و به سینما می‌رفتم و دبیرستان هم دوسال در رشته ریاضی فیزیک مردود شدم.
* دوست داشتید مهندس می‌شدید؟
دوست داشتم ولی از اول دبیرستان که گذشت متوجه شدم، هیچ فرمول ریاضی در ذهنم نمی‌نشیند و دقیقا زمان مطالعه شبیه علامت سوال می‌شدم!!! و نمی‌توانستم ارتباط بر قرار کنم.
مصاحبه با مجید صالحی
* چطور وارد هنر شدید؟
یک سری کلاس‌های بازیگری در رسام هنر گذروندم و همچنین در کلاس‌های مرحوم استاد سمندریان شرکت کردم. همراه با کار تئاتر و تلویزیون وارد دانشکده هنر و معماری شدم و این روزها طی دو سال مقطع کارشناسی ارشد را در رشته کارگردانی ادامه دادم و باید پایان‌نامه‌ای ارائه دهم.
* چی شد که دوباره ادامه تحصیل دادید؟
حس کردم باید چیزهایی را دوباره به دست بیاورم و کشف کنم. به روزتر باشم و با جوان‌ترها ارتباط داشته باشم و از این انتخاب خوشحالم.
* دانشجویان این دوره اشتیاق زمان قدیم را نشان می‌دهند؟
۶۰ درصد آن‌ها انگیزه وحشتناکی داشتند، ۳۰ درصد تنها برای گرفتن مدرک آمده بودند و ۱۰ درصد آن‌ها جزو نوابغ بودند.
* به نظر شما آموزش بازیگری به روش آکادمیک بهتر است یا تجربی ؟
هر دو باهم بهتر است. خیلی‌ها آکادمیک یاد می‌گیرند اما تجربه‌ای را کسب نکرده‌اند و کسانی که تجربی یاد گرفته‌اند هم تا مقطعی اندک به جلو حرکت می‌کنند و بعد راکد می‌مانند، آموزش آکادمیک و تجربی مکمل هم هستند. خوب است که هر روز در هنر با به روزرسانی و جمع‌آوری اطلاعات چیزهای جدیدی را کشف کنیم.
* خاطره‌ای از مجید دلبندم برایمان بگویید؟
آشنایی با رضا عطاران که حکم دوست، برادر بزرگ و استاد را برایم دارد بسیار بااهمیت بود. این دوستی تداوم دارد و من مدیون او هستم و همچنین فضای حاکم بر صحنه بسیار دلچسب بود. دوستی‌هایی که با جواد رضویان و یوسف تیموری و بهراد خرازی و… داشتم، جزو دوستی‌های ناب است و هنوز هم ادامه دارد.
گفتگو با مجید صالحی
* به کدامیک علاقه بیشتری دارید بازیگری یا کارگردانی؟
در هر کدام از آنها که بتوانم کار خوبی ارائه بدهم، برایم کافیست و اگر هر دو را به من پیشنهاد کنند، می‌سنجم که کدام موثرتر و کارایی بیشتری دارد و آن را انتخاب می‌کنم و سعی دارم به مخاطبانم احترام بگذارم.
* انتقاد‌پذیر هستید؟
خیلی به نقدها اهمیت می‌دهم. چه نقد از طرف یک منتقد بزرگ باشد یا از طرف فردی که در روستایی دور باشد. به همان اندازه حس و نظرش برایم محترم است. سعی می‌کنم برداشت‌های درستی از انتقاد‌ها داشته باشم.
* بهترین و بدترین اتفاق در دوران زندگیتان؟
بدترین آنها از دست دادن عزیزانم و بلاهای طبیعی مثل زلزله رودبار و بم، سیل اخیر و حادثه‌ای که در مکه رخ داده است  همچنین شرایط اقتصادی این چند سال اخیر مردم آزارم می‌دهد و این نوید را می‌دهم که برای جامعه اتفاق‌های خوبی خواهد افتاد.
بهترین آنها هم حس و حال خوب، لبخند، آرامش و سلامتی مردم انرژی من را هزار بار بیشتر می‌کند.
* آرزویی در روز تولد خود دارید؟
سلامتی، آرامش، انسانیت را برای همه آرزو دارم و امیدوارم همه به فکر هم نوع خود باشیم.
* حس و حالتان در روز تولدتان چگونه است؟
اصلاً یادم نبود و شما برایم یادآوری کردید، هر روز برای من تولدی دوباره است و بزرگ شدن فرزندانم به من انر‍‍ژی مضاعف برای حرکت با انرژی به سمت اهدافم می‌دهد.
مجید صالحی و بچه هاش
* اهل موسیقی و مطالعه هستید؟
خیلی زیاد. همه نوع موسیقی را گوش می‌دهم و از مطالعه لذت می‌برم. همچنین مطالعه لازمه اصلی حرفه من است.
* در حال حاضر مشغول چه کاری هستید؟
بین پیشنهادهایی که دارم یکی از بهترین‌هایش را انتخاب می‌کنم.
* حرف پایانی؟
جیم: از شما ممنونم که یادآور تولدم بودید. بابت مصاحبه از شما کمال تشکر را دارم.
گفتگو از: الهام قبادی

ارسال نظر


*

code

X بستن تبلیغات