X بستن تبلیغات
کد خبر: 744 تاریخ انتشار: ۱۶ مرداد ۱۳۹۴
فید خوان: RSS
دسته: فرهنگی و اجتماعی
تعداد نظرات: بدون دیدگاه

شعری خواندنی از ناظم حکمت برای سالگرد درگذشت شاعر ترک

شعری خواندنی از ناظم حکمت برای سالگرد درگذشت شاعر ترک

می خواهم پیش از تو بمیرم
آیا آن که بعد می میرد
آن را که پیش تر مرده
خواهد یافت؟
می خواهم بسوزانندم
خاکسترم را در ظرفی بریزند
بر تاقچه ی اتاق تو
ظرف را از شیشه ای شفاف کن
تا درونم را ببینی
می بینی فداکاریم را ؟
از خاک شدن دست می کشم
از گل شدن دست می کشم
تا کنار تو باشم
خاکستر می شوم
تا با تو زندگی کنم…
آن گاه ، وقتی تو هم مردی
می توانی درون شیشه بیایی
تا آن جا با هم زندگی کنیم
خاکستر تو ، خاکستر من
تا این که عروسی حواس پرت
یا نوه ای بازیگوش
بیرونمان بیندازد…
اما دیگر
چنان درهم شده ایم
که حتی اگر ذره ای از ما بردارند
اتم به اتم پیش هم نشسته ایم
با هم به روی زمین پخش می شویم…
روزی اگر گلی وحشی
آبی برگیرد
وسر بیرون زند
حتما دو شکوفه خواهد داشت
یکی تو
یکی من…
نمی خواهم به این زودی بمیرم
..لبالب از زندگیم
خونم گرم است
می خواهم عمری دراز داشته باشم
با تو…
مرگ نمی تواند به هراسم افکند
اما پیش از آن که بمیرم
بسیار چیزها می تواند اتفاق افتد
شانس آزادی تو به این زودی ها؟
شاید…
………………………………………………
*عکسی از همسرش بر بالین او

سالگرد درگذشت شاعر ترک

ارسال نظر


*

code

X بستن تبلیغات