X بستن تبلیغات
دسته: فرهنگی و اجتماعی
انتشار: ۲۸ آذر ۱۳۹۵

رابطه جنسی پسر نوجوان با زن همسایه مطلقه + عکس

رابطه جنسی پسر نوجوان با با زن همسایه مطلقه

یک روز زن همسایه از من خواست که دیش ماهواره اش را تنظیم کنم. او ۲۵ سال داشت و به تازگی طلاق گرفته بود. بعد از تنظیم ماهواره مرا به تماشای فیلم مستهجن دعوت کرد و بعد …

زن مطلقه که به شیشه اعتیاد داشت پسر ۱۲ ساله همسایه را به بهانه تنظیم ماهواره به خانه اش کشاند و به او تجاوز کرد.

رابطه جنسی پسر نوجوان با با زن همسایه مطلقه

این پسر که با ادامه تجاوز های زن افیونی همراه وی به مواد اعتیاد پیدا کرده بود به پلیس گفت: از روزی که به یاد دارم هیچوقت زندگی روی خوش به ما نشان نداد، به حاشیه نشین معروف بودیم، مادرم برای نگهداری ما همیشه در عذاب بود، دیگر تکیده بود، نای کار کردن نداشت؛ شکلی از پدرم به یاد ندارم، برای پیدا کردن کار از خانه بیرون زد اما دیگر برنگشت.

به گزارش مرکز اطلاع رسانی معاونت اجتماعی پلیس کرمانشاه، پسر نوجوان که یاسر نام دارد افزود: از ۱۰ سالگی با نصب و تنظیم ماهواره برای همسایه ها زندگی می گذراندیم، پولی نبود؛ یعنی فقط از امروز تا فردا.

یکی از همسایه ها مدتی بود از شوهرش جدا شده بود.حدود ۲۵ سالی داشت، یک روز خواست ماهواره برایش نصب کنم وقتی پایین آمدم سحر پای برنامه مستهجن نشسته بود، پیشنهاد رابطه جنسی داد؛ من هم که همیشه این صحنه ها و دیدن زنان نیمه عریان را در ذهنم تصویر می کردم پیشنهاد شیطانی اش را پذیرفتم. او شیشه هم مصرف می کرد، تعارف کرد اما من از اسمش هم وحشت داشتم، فردای آنروز سحر تنظیم شبکه ها را بهانه کرد من هم که هنوز در هوای لذت رابطه دیروز بودم به سرعت خودم را رساندم؛ یک لحظه به آینده نگاه کردم، همه چیز مبهم و تاریک به نظرم آمد سحر متوجه شد همه حواسم پیش او نیست، پایپ دستم داد گفت:مشکلات را باید سوزاند و دود کرد.

رابطه با زن همسایه

بعد از آنروز، هروئین را هم، او با من آشنا کرد… حدود شش ماهی گذشت از محله ما رفتند، هیچوقت فکر نمی کردم قول و قرارهایش هم مثل نشئگی دود، لحظه ای باشد، حتی خداحافظی هم نکرد…

موادم را سحر جور می کرد، او که تنهایم گذاشت خماری به سراغم آمد، پرخاشگر و عصبی و دیوانه شده بودم، برای پول مواد، خودم را به در و دیوار می زدم، اثاثیه خانه را می شکستم تا مادر فلک زده ام از در و همسایه پولی جور می کرد.

چند ساعتی خوب بودم اما توی آن حال و روز نگاه و اشک ها و صورت رنجور مادرم عذابم می داد، پنج بار ترک کردم؛ اما وقتی می دیدم بعد از ترک هم، همه جا تاریک و ظلمات است دوباره شروع می کردم، انگاری یکی می گفت:آنقدر بکش تا بمیری…

چهار سال از اولین تجربه مصرف موادم می گذرد…

حالا یاسر ۱۶ ساله و معتاد به انواع مواد مخدر می خواهد به خاطر قولی که دختر عمه اش برای ازدواج به او داده، سلامتی اش را بدست آورد.

مطالب مشابه

ارسال نظر


*

code